دلم خوش بود كه با دستات ميشه عشقو تجسم كرد
ميشه زخماي دنيا روميون چشم تو گم كرد
دلم خوش بود كه يك آغوشهنوزم روي من بازه
يكي با عشق من داره دنياشو ميسازه
دلم خوش بوديه گلدون هست كه خاك اون گلش هستم
براي رد شدن از شب يكي هست كه پلش هستم
يكي هست چون كه من هستم اونم دنيا رو دوس داره
دلم خوش بودكه اون هست ومنو تنها نميذاره
دلم خوش بودتو بازي ها نه من گم ميشدم نه اون
تا تنها ميشديم با هم ميشد مهمونمون بارون
بازم تنها شديم اما ديگه بارون نمي باره
تو كه نيستي خدا ديگه تو دنيا پا نميذاره
تموم شاخه گلهايي كه هديه دادي آوردم
بگم من ديگه من نيستم منم با رفتنت مردم
تو ريشه بود ومن ساقه حالا بي ريشه خشكيدم
خدا مي مردم و هيچوقت من اين روزو نميديدم
نميتونم به جاي تو تو آغوشم يه سنگ جاشه
خدابه مردن من هم حواست جمع جمع باشه....
نظرات شما عزیزان:
مرضیه 
ساعت21:57---23 مهر 1390
چقد شعرهات شبیه حمزه ست.
حال وهوای وبت هم همینطور.
|